قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4477
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سنهء ثمان و ثلثين و سبعمائه هجرى [ موافق سال هفتصد و بيست و هشتم از رحلت خير البشر « 1 » ] چون در اين سالها در ايران حاكمى فرمانروا نبود ، هر كس به قدر دسترس خود سعى در به دست [ 422 ب ] آوردن سلطنت مىكرد ، خصوصا چوپانيان كه به قدر مقدور كوشش مىنمودند . مؤيد اين مقال آنكه امير شيخ حسن « 2 » بن امير تيمورتاش بن امير چوپان را هواى سلطنت در سر افتاد و حيلهاى كه هرگز به خاطر عمرو عاص ، بلكه به فكر شيطان نرسيده بود برانگيخت و غلام تركى كوسج را كه به امير تيمورتاش مشابهتى داشت و غلام حاجى حمزه ، نايب امير تيمورتاش بود پيدا كرده گفت كه چون امير تيمورتاش را حاكم مصر در زندان كرد و بعد از مدتى خلاص شده سالها سير جهان كرده و چند حج گزارده و اكنون نزد ما آمده . و بدين طريق خاك بىناموسى بر فرق بيخته ، مادر خود را به طمع ملك به او داد و در ركابش پياده روان شد . به اين جهت جمعى كثير بر وى جمع شدند و مكتوبى به امير شيخ حسن [ بزرگ ] نوشت و از قدوم تيمورتاش خبر داد . امير شيخ حسن ، حاجى حمزه را كه نوكر تيمورتاش قديم و خواجه تيمورتاش نو بود ، به جهت تحقيق اين حال فرستاد . امير شيخ حسن [ كوچك ] حاجى حمزه را به زر فريب داد تا آنكه تصديق سخن او نمود و نزد امير شيخ حسن بزرگ گواهى داد . [ تعدادى از امرا كه ] « 3 » متوهم بودند از امير شيخ حسن بزرگ جدا شده به
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر . ( 2 ) . اين امير شيخ حسن در تاريخ به نام شيخ حسن كوچك مشهور است . وجه تسميهء اين شيخ حسن براى تميز وى او شيخ حسن بزرگ ايلكانى يا جلايرى است . ( 3 ) . در هر سه نسخه جاى دو سه كلمه بياض بود . به سياق موضوع ، قياسا اضافه شد .